آیا سرمایه اجتماعی کارکنان بر عملکرد مالی شرکت ها تاثیرگذار است؟
به گزارش اخبارساخته ها؛ مقاله جدیدی که توسط داککی چو (DuckKi Cho) و همکارانش در مجله Management Science به چاپ رسید، با استفاده از کلاندادهها به بررسی این پرسش حیاتی پرداخته است که آیا ارتباطات انسانی در محیط کار واقعاً میتواند ترازنامه مالی شرکتها را تغییر دهد یا خیر؟
مبنای علمی این پژوهش بر تحلیل گسترده ارتباطات حرفهای استوار است. محققان مجموعهای عظیم شامل ۱۲ میلیون ارتباط حرفهای را که متعلق به ۲ میلیون کارمند بود، مورد بررسی دقیق قرار دادند. این دادهها از یک اپلیکیشن شبکهسازی حرفهای بزرگ در کره جنوبی در بازه زمانی سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸ استخراج شده است. نکته حائز اهمیت در روششناسی این تحقیق، پیوند دادن این دادههای شبکهای با اطلاعات مالی ۱۵۵۳ شرکت سهامی عام در کره جنوبی است. این رویکرد به محققان اجازه داد تا سرمایه اجتماعی کارکنان را به صورت مستقیم در برابر شاخصهای عملکردی شرکت مانند بازده داراییها یا همان آر.او.ای و رشد فروش سالانه بسنجند.
جوهر اصلی این مطالعه در درک تفاوت میان «شناختن دیگران» و «شناخته شدن توسط دیگران» نهفته است. به دلیل ساختار خاص اپلیکیشنی که دادهها از آن استخراج شده، پژوهشگران توانستند بین دو نوع رفتار شبکهسازی تمایز قائل شوند. در این برنامه، کاربران پس از ملاقاتهای حضوری، تصویری از کارت ویزیت طرف مقابل را آپلود میکنند. این مکانیزم آپلود یکطرفه، دو گروه از کارکنان را مشخص کرد: گروه اول کسانی بودند که خودشان کارتهای ویزیت بسیاری را از دیگران آپلود میکردند که نشاندهنده تلاش آنها برای شناختن افراد جدید است. گروه دوم کسانی بودند که کارت ویزیت آنها توسط تعداد بسیار زیادی از افراد دیگر آپلود میشد؛ به این معنا که این افراد در شبکه حرفهای خود بسیار شناختهشده هستند و دیگران مشتاق به ثبت اطلاعات ارتباطی آنها بودهاند.
نتایج آماری این پژوهش بسیار جالب و تأملبرانگیز است. یافتهها نشان داد که شرکتهایی با کارکنان دارای ارتباطات گسترده، سال به سال عملکردی قویتر از رقبای خود ثبت کردهاند. اما این تأثیر مثبت به صورت یکسان از هر دو گروه کارکنان حاصل نمیشود. دادهها فاش کردند شرکتهایی که تعداد کارکنانِ «شناختهشده» (کسانی که کارتشان مکرراً توسط دیگران آپلود شده بود) در آنها بالاتر از حد میانگین بود، شاهد جهشهای مالی معناداری بودند. به طور مشخص، این شرکتها با ۰.۹ واحد درصد افزایش در بازده داراییها و ۴ واحد درصد افزایش در رشد فروش سالانه نسبت به سایرین مواجه شدند.
در مقابل، داشتن تعداد زیادی از کارکنانی که صرفاً خودشان اقدام به آپلود کارتهای دیگران میکردند و در واقع تلاش یکطرفه برای شبکهسازی داشتند، تأثیر بسیار ناچیز و غیرقابلتوجهی بر عملکرد کلی شرکت داشت.
برای اطمینان از صحت این نتایج، پژوهشگران متغیرهای متعددی را کنترل کردند تا ثابت کنند این موفقیت مالی ناشی از عوامل تصادفی نیست. این تحلیلها با در نظر گرفتن اندازه شرکت، سن و قدمت سازمان، نوسانات بازده سهام در بازار، تعداد کل کارکنان و حتی متغیرهای کیفی مانند سطح رضایت شغلی کارکنان و میزان مهارتهای تخصصی آنها انجام شد. ثبات نتایج پس از کنترل این متغیرها نشان میدهد که سرمایه اجتماعیِ مبتنی بر اعتبار فردی، یک محرک مستقل و قدرتمند برای سودآوری است.
اما چرا شناخته شدن کارکنان در شبکههای حرفهای به سودآوری شرکت ختم میشود؟ پژوهشگران چندین کانال تأثیرگذاری را برای این پدیده شناسایی کردهاند. اولاً، کارمندانی که در شبکه خود اعتبار دارند و شناختهشده هستند، هزینههای هماهنگی را به شدت کاهش میدهند. به عنوان مثال، تماسهای تلفنی آنها سریعتر پاسخ داده میشود و آنها اطلاعات مورد نیاز شرکت را با سرعت بسیار بیشتری نسبت به بقیه دریافت میکنند. ثانیاً، حضور چنین افرادی باعث ارتقای شهرت و اعتبار کل سازمان میشود. شرکتهای دارای این دسته از کارکنان، توانستهاند قراردادهای دولتی بیشتری را از آن خود کنند و از پوشش رسانهای گستردهتر و مطلوبتری بهرهمند شوند. به عبارت سادهتر، ارتباطات این کارکنان به روشهای کاملاً ملموس برای کارفرمایانشان ثروتآفرینی کرده است.
در نهایت پیام مرکزی این پژوهش این است:
در دنیای رقابتی امروز، این موضوع که شما چه کسی را میشناسید اهمیت کمتری دارد نسبت به اینکه چه کسی شما را میشناسد. سرمایه اجتماعی واقعی زمانی برای سازمان ارزشآفرین است که به صورت شهرت و اعتبار نزد دیگران تبلور یابد. این تحقیق نشان داد که شبکهسازی زمانی به بهبود شاخصهای مالی منجر میشود که کارمند به نقطهای از اعتبار برسد که دیگران خواهان ارتباط با او باشند، نه اینکه صرفاً به دنبال جمعآوری کارتهای ویزیت و ارتباطات یکطرفه باشد.
انتهای پیام/
منبع خبر: انجمن مدیران
اخبار ساخته ها