۱۴۰۴/۱۱/۱۹

هوش مصنوعی؛ معماری برج آزادی، معماری پیشا‌داده

بزرگ‌ترین ضعف برج آزادی، بنایی که قابل آموزش نیست. دیگر داده تولید نمی‌کند، دیگر داده مصرف نمی‌کند و مهمتر از همه دیگر داده یاد نمی‌گیرد.
هوش مصنوعی؛ معماری برج آزادی، معماری پیشا‌داده

هوش مصنوعی؛ معماری برج آزادی؛ معماری پیشا‌داده در عصر الگوریتم‌ها

 اگر برج آزادی امروز و نه در دهه ۴۰ شمسی طراحی می‌شد،

هوش مصنوعی احتمالاً اولین چیزی بود که آن را رد می‌کرد، نه به‌دلیل ضعف فرمی، بلکه به‌خاطر فقدان داده.

۱. معماری بدون داده؛ تصمیم‌هایی مبتنی بر روایت، نه رفتار

برج آزادی محصول عصری است که در آن، معنا بر رفتار مقدم بود، نماد جایگزین داده می‌شد، ذهن معمار، تنها موتور تصمیم‌گیری بود

در منطق معماری داده‌محور، فرم نتیجه‌ی تحلیل الگوهای (حرکت انسان، تراکم حضور، میدان دید، رفتار اجتماعی، زمان ماندگاری کاربر، اما در برج آزادی، هیچ‌یک از این‌ها مولد فرم نیستند. در برج آزادی فرم از تاریخ استخراج شده، نه از داده‌های زیسته‌ی شهر.

 ۲. الگوریتمی که اجرا نشد؛ فرصت از دست‌رفته‌ی تطبیق‌پذیری اگر امروز یک الگوریتم یادگیری تقویتی مسئول طراحی برج آزادی بود، احتمالاً پس از چند دوره آموزش به این نتیجه می‌رسید:

فضای پیرامونی باید پویا باشد، نه ایستا، لبه‌ها باید فعال باشند، نه خنثی، عملکرد باید تغییرپذیر باشد، نه یادمانی ثابت، برج آزادی اما یک «جواب نهایی» است؛

نه یک سیستم قابل یادگیری، این بنا آموزش نمی‌بیند، بازخورد نمی‌گیرد و تکامل پیدا نمی‌کند.

 ۳. هوش مصنوعی و مسئله‌ی مقیاس انسانی؛ مدل‌های تحلیل رفتار کاربر (Agent-Based Models) به‌وضوح نشان می‌دهند که: فضاهای بیش‌ازحد نمادین، نرخ توقف انسان را کاهش می‌دهند، میدان‌های بزرگ بدون عملکرد، رفتار عبوری تولید می‌کنند، برج آزادی دقیقاً همین الگو را بازتولید می‌کند: حرکت، عکس، خروج.از منظر داده، این بنا کم‌تعامل و کم‌درگیرکننده است.

 ۴. پوسته‌ی هوشمند یا سطح خاموش؟ در معماری هوشمند معاصر، پوسته: داده دریافت می‌کند به نور، صدا و جمعیت واکنش نشان می‌دهد، با شهر گفتگو می‌کند، اما پوسته‌ی برج آزادی یک سطح صامت است؛ زیبا، دقیق، اما فاقد هرگونه بازخورد. از دید هوش مصنوعی، این پوسته نه یک Interface، بلکه یک بنر سنگی است.

 ۵. آزادی در برابر هوش؛ تضاد مفهومی، هوش مصنوعی با مفاهیم باز، چندمعنایی و غیرقطعی سازگار است.

اما برج آزادی نماینده‌ی یک مفهوم بسته است.اگر آزادی را به‌عنوان یک متغیر تعریف کنیم، برج آزادی آن را ثابت در نظر گرفته، در حالی که منطق الگوریتمی، آزادی را یک پارامتر پویا می‌بیند.

در اینجا معماری به‌جای «سیستم»، به «بیانیه» تبدیل شده است.

 ۶. نقد نهایی؛ بنایی که قابل آموزش نیست، بزرگ‌ترین ضعف برج آزادی از نگاه معماری مبتنی بر هوش مصنوعی این است:این بنا، دیگر داده تولید نمی‌کند، دیگر داده مصرف نمی‌کند و مهمتر  از همه دیگر داده یاد نمی‌گیرد، برج آزادی یک شیء است، نه یک سیستم.

 جمع‌بندی آینده‌نگرانه، برج آزادی شاهکار زمان خود است، اما در عصر هوش مصنوعی، به یک یادمان پیشا‌الگوریتمی تبدیل شده است.

انتهای پیام/

نظر خود را درباره این خبر ثبت نمائید